پيغام مدير :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمديد به سايت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سايت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنيد.
تفاوت دختر و پسرها در یادگیری علم ریاضی
نوشته شده در یکشنبه 03 دی 1391
ساعت : 14:57
نويسنده : کیوان شیروانی

تحقيقات جديدي که در دو دانشگاه آکسفورد و کمبريج انجام گرفته نشان مي‌دهد دختران بيشتر از پسران تحت تاثير اضطراب رياضي قرار مي‌گيرند.
محققان در اين مطالعه نشان دادند دخترها بيشتر از پسرها تحت تاثير اضطراب رياضي قرار گرفته و همين آنها را در موفقيت در امتحان‌هاي رياضي عقب‌تر از پسرها نگه مي‌دارد.
 
گفته مي‌شود که رياضي همواره به عنوان موضوعي مردانه نمايش داده شده و اين به آن معني است که بسياري از زن‌ها خود را افرادي تصور کنند که دچار ضعف رياضي هستند. دانشمندان دانشگاه‌هاي آکسفورد و کمبريج اعلام کردند عملکرد دختر‌ها و پسرها به صورت مستقل در امتحاني يکسان برابر بوده است.
 
محققان همچنين اعلام کردند دختر‌ها بدون حضور احساساتي از قبيل دلهره،‌ بي‌علاقگي،‌ اضطراب،‌ نگراني،‌خستگي و ترس در مقابله با مسايل رياضي از پسرها پيشي خواهند گرفت. همچنين در اين مطالعه اعلام شده است که بالا بودن ميزان اضطراب رياضي در بريتانيا حاصل پايين بودن تعداد دانش‌اموزاني است که تحصيل در رشته رياضي را براي آينده خود انتخاب مي‌کنند.
 
به گفته دنس ژوکس از دپارتمان روانشناسي تجربي دانشگاه کمبريج،‌ اضطراب رياضي عاملي است که توضيح مي‌دهد چرا تنها هفت درصد از کودکان در سطح بالا به مطالعه رياضي مي‌پردازند و تعداد آنهايي که در دانشگاه‌ها اين رشته را انتخاب مي‌کنند رو به کاهش است.
 
در اين مطالعه روي 433 دانش‌آموز دبيرستاني در بريتانيا تحقيق شده‌است. اين داوطلبان 11 تا 15 ساله در امتحان‌هاي رياضي حضور يافته و از آنها خواسته شد پاسخنامه امتحان را تکميل کنند و به صورت همزمان واکنش‌هاي فيزيولوژيکي،‌ احساسي،‌ شناختي و رفتاري آنها مورد ارزيابي قرار گرفت.
 
نتايج اين آزمون‌ها هيچ تفاوتي در توانايي حل مسايل رياضي بين دختر‌ها و پسر‌ها نشان نداد اما نشان داد که ميزان اضطراب رياضي دختر‌ها بالاتر از پسر‌هاست و درصورتي که اين اضطراب حذف شود،‌ دخترها عملکرد بالاتري از پسرها در حل مسايل رياضي از خود نشان مي‌دهند.
 
منبع:سایت قلم چی





20 توصیه برای تقویت تمرکز
نوشته شده در یکشنبه 03 دی 1391
ساعت : 14:46
نويسنده : کیوان شیروانی

هن انسان به طور معمول طوري طراحي نشده که بتواند هرج و مرج‌هاي فضاي اطراف خود را به راحتي مقابله کند چون هر يک از حواس در ظرف يک لحظه محرکي را از دنياي بيرون دريافت مي‌کنند و همين امر مي‌تواند تمرکز انسان را به راحتي مختل کند.

به گزارش سايت اينترنتي هلت مي آپ، متخصصان روانشناسي مي‌گويند هر چند تقويت قدرت تمرکز کار نسبتا دشواري است اما غيرممکن نيست.

مراقبه کردن يکي از روش‌هاي موثر براي تقويت تمرکز است. در اين مقاله چند توصيه مفيد و کارآمد براي کمک به افزايش قدرت تمرکز و کاهش آشفتگي ذهني عنوان شده که عبارتند از:

- محيط مناسبي را براي کار کردن انتخاب کنيد. فضايي که در آنجا کار مي‌کند نقش مهمي در افزايش تمرکز دارد. فضاهاي راحت و دلچسب تاثير فوق‌العاده در ايجاد تمرکز کامل دارند.

- افکار خود را کنترل کنيد. کليد افزايش تمرکز اين است که اجازه ندهيد افکار خودآيند و بي‌ربط به ذهنتان رسوخ کرده و آن را آشفته سازد. وقتي اين افکار به ذهنتان خطور کردند به آنها توجه نکنيد و براي تمرکز فعال روي کار اصلي خود بيشتر تلاش نماييد.

- يک برنامه زماني مشخص و منطقي داشته باشيد. زمان‌بندي مناسب براي انجام کارها باعث ايجاد تعادل بين وقت کار و تفريح مي‌شود و به آرامش ذهني کمک مي‌کند. در اين حالت قدرت ذهن براي مقابله با عوامل آشفته‌کننده بيشتر مي‌شود.

- هرگز منفي نباشيد. هرگز نگوييد که نمي‌توانم تمرکز کنم. اين اظهارات منفي تمرکز کردن را دشوارتر مي‌سازد چون ذهن خود را روي عدم توانايي کردن، متمرکز مي‌کنيد.

- چند کار را همزمان با هم انجام ندهيد. در اين وضعيت هرگز نمي‌توانيد روي يک کار متمرکز شويد. يک کار را تمام کنيد و بعد سراغ کار بعدي برويد.

- صداهاي اضافي را حذف کنيد. صداهاي اضافي در محيط کار تمرکز مناسب را تقريبا غيرممکن مي‌کند و حذف آنها بسيار مهم است.

- رژيم غذايي مناسب و ورزش متعادل تاثير بسيار زيادي در افزايش قدرت تمرکز دارد. کمبود ريزمغذي‌هاي ضروري موجب خستگي و آشفتگي ذهني مي‌شود. مغز خشکبار، ويتامين E و ميوه‌ها براي بهبود تمرکز مفيد هستند.

- وظيفه خود را خوب درک کنيد. چون ترديد داشتن درباره کاري که بايد انجام دهيد تمرکز کردن روي آن را دشوار مي‌سازد.

- به احساس تعلل در کار کردن غلبه کنيد. وظيفه خود را به تعويق نياندازيد و تصميم بگيريد تا کار خود را طبق برنامه زماني انجام نداده‌ايد، صندلي خود را ترک نکنيد.

- مواقعي را که بيشترين بازده کاري را در طول 24 ساعت شبانه‌روز داريد مشخص کنيد. براي افراد مختلف اين ساعات متفاوت هستند. ساعت بيشترين بازده کاري مخصوص خود را پيدا کرده و سعي کنيد کارهاي سخت‌تر که جذابيت کمتري برايتان دارند را در اين ساعت‌ها انجام دهيد.

- مثبت باشيد. وقتي نياز به تمرکز داريد مدام به خود يادآوري کنيد که مي‌توانيد تمرکز کنيد اين تکرار لفظي واقعا توانايي تمرکز را در شما افزايش مي‌دهد.

- وظايف را تقسيم‌بندي کنيد. کارهايي که آغاز و پايان مشخصي ندارند تمرکز شما را مختل مي‌کنند. اگر پروژه بزرگي را بايد انجام دهيد مسير انجام آن را مشخص کنيد و با تقسيم‌بندي مناسب کارها تمرکز خود را افزايش دهيد.

- تمرينات بدني افزايش دهنده تمرکز را انجام دهيد. چون ورزش کردن به طور معمول تمرکز از دست رفته را با بهبود هماهنگي بين ذهن و بدن، بازمي‌گرداند.

- مراقبه کنيد. هر چند مراقبه درمان نيست اما مي‌تواند تمريني بسيار مفيد و موثر براي تقويت حافظه و کنترل ذهن باشد که به تدريج قدرت تمرکز را بالا مي‌برد.

- آرام باشيد. خود را به منظم بودن مقيد کنيد تا از زمان‌هاي بيشتري استفاده موثر نماييد. با وظايف کوچک‌تر شروع کنيد اما اگر در ابتدا به راحتي قادر به تمرکز نبوديد نااميد نشويد به همان کار کوچک بچسبيد تا کم‌کم آرام‌تر شده و تمرکزتان بيشتر شود.

- مغز خود را تعميم دهيد. اگر نمي‌توانيد بيش از چند ثانيه روي موضوعي متمرکز شويد به محضي که حواستان پرت شد دوباره همان موضوع را در ذهن خود نگه داريد و به آن توجه کنيد. با اين تمرين ذهن را تمرين مي‌دهيد که بتواند براي مدت طولاني‌تري روي يک مطلب ثابت شود.

- براي تقويت تمرکز تعيين کردن مهلت‌هاي مشخص کاربرد دارد.

- خواب کافي و منظم از عوامل موثر در تقويت قدرت تمرکز است.

- استقامت کنيد. اگر در ابتداي تمرينات احساس کرديد پيشرفت نکرده‌ايد هرگز نااميد نشويد و ادامه دهيد. هر هفته با تمرينات کوچک شروع کنيد و موفقيت‌هاي کوچک را به ياد بسپاريد.

- نيازهاي خود را مديريت کنيد. قبل از آغاز هر کار مطمئن شويد تمام کارها و وسايلي را که به آنها نياز داريد مرتب و آماده کنيد. اين کار به کاهش حواس‌ پرتي در حين کار کمک مي‌کند.

- قلب خود را با ذهنتان پيوند دهيد. استفاده از ذهن براي کار خوب و متمرکز ضرورت دارد و آنچه به موفقيت بيشتر شما کمک مي‌کند، همراه کردن احساسات و ديدگاه مثبت با تلاش ذهني است که واقعا نتيجه متفاوت و باور نکردني برايتان به همراه خواهد داشت. وقتي از کار لذت مي‌بريد خيلي سريعتر و بهتر بر قدرت تمرکز شما افزوده مي‌شود.

 

منبع:سایت قلم چی






100 فعل پرکاربرد زبان انگلیسی
نوشته شده در یکشنبه 03 دی 1391
ساعت : 14:44
نويسنده : کیوان شیروانی

ليستي از 100 فعل پرکابرد زبان انگليسي گردآوري شده است. اينها افعالي هستند که بيشترين استفاده را در زبان انگليسي، چه مکالمه و چه ساير موارد، داشته اند.



بايد بدانيد که اين افعال مشکل نبوده و احتمالا با بيشتر آنها از قبل آشنايي داريد. هدف اصلي گردآوري اين افعال، شناخت بيشتر سطح آشنايي اوليه شما با زبان انگليسي مي باشد.
 
چنانچه با اين افعال آشنا نيستيد و يا مي خواهيد يادگيري انگليسي را شروع کنيد، يادگيري اين افعال مي تواند جزو اولين قدم هاي شما محسوب شود.


1-Accept -  پذيرفتن
2-Allow - اجازه دادن
3-Ask - پرسيدن
4-Believe - باور کردن
5-Borrow - قرض گرفتن
6-Break -  شکستن
7-Bring - آوردن
8-Buy - خريدن
9-Can/ Be able - توانستن
10-Cancel - منتفي کردن 
11-Change - تغيير دادن
12-Clean - تمييز کردن
13-Comb - شانه کردن 
14-Complain - شکايت کردن
15-Cough - سرفه کردن
16-Count - شمردن
17-Cut - بريدن
18-Dance - رقصيدن
19-Draw - کشيدن
20-Drink - نوشيدن
21-Drive - رانندگي کردن
22-Eat -  خوردن
23-Explain -  توضيح دادن
24-Fall - افتادن
25-Fill - پر کردن
26-Find - پيدا کردن
27-Finish - تمام کردن
28-Fit -  جا دادن
29-Fix - درست کردن
30-Fly - پرواز کردن
31-Forget - فراموش کردن
32-Give - دادن
33-Go - رفتن
34-Have - داشتن
35-Hear - شنيدن
36-Hurt - زخمي شدن
37-Know - دانستن
38-Learn - يادگرفتن
39-Leave - ترک کردن
40-Listen - گوش کردن
41-Live - زندگي کردن
42-Look - ديدن
43-Lose - گم کردن
44-Make/Do - انجام دادن
45-Need - احتياج داشتن
46-Open - بازکردن
47-Organize - منظم کردن
48-‍Close/Shut - بستن
49-Pay - پرداختن
50-Play - بازي کردن
51-Put - قرار دادن
52-Rain - باريدن
53-Read - خواندن
54-Reply - پاسخ دادن
55-Run - دويدن
56-Say - گفتن
57-See - ديدن 
58-Sell - فروختن
59-Send - فرستادن
60-Sign - امضا کردن
61-Sing - آواز خواندن
62-Sit - نشستن
63-Sleep - خوابيدن
64-Smoke - سيگار کشيدن
65-Speak - صحبت کردن
66-Spell - هجي کردن
67-Spend - پرداختن
68-Stand - ايستادن
69-Start/Begin - شروع کردن
70-Study - درس خواندن
71-Succeed - موفق شدن
72- Swim - شنا کردن
73-Take - گرفتن
74-Talk - صحبت کردن
75-Teach - ياد دادن
76-Tell - گفتن
77-Think - فکر کردن
78-Translate - ترجمه کردن
79-Travel - سفر کردن
80-Try - امتحان کردن
81-Turn off - خاموش کردن
82-Turn on - روشن کردن
83-Type - تايپ کردن
84-Understand - فهميدن
85-Use - استفاده کردن
86-Wait - صبر کردن
87-Wake up - بيدار شدن
88-Want - خواستن
89-Watch - نگاه کردن
90-Work - کارکردن
91-Worry - نگران شدن
92-Write - نوشتن
93-Waste - هدر رفتن
94-Wonder - تعجب کردن
95-Worship - عبادت کردن
96-Win - برنده شدن
97-Wear - پوشيدن
98-Wash - شستن
100-Welcome - خوش آمد گويي

 





10 کشف برتر 2012
نوشته شده در شنبه 02 دی 1391
ساعت : 21:24
نويسنده : کیوان شیروانی

سال 2012 در روزهاي پاياني خود قرار دارد؛ در حاليکه اکتشافات و دستاوردهاي زيادي در آن صورت گرفته و بشر را يک گام ديگر به سوي کشف رموز جهان، نزديک‌تر کرده‌ است.

به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، سايت نشنال جئوگرافيک 10 کشف برتر امسال را از ذره گريزان بوزون هيگز گرفته تا کشف قند در فضا و خانواده جديدي از دوزيستان ارائه کرده است.

شکست رکورد اندازه توسط سوسمار بزرگ

شکست رکورد اندازه توسط سوسمار بزرگ

يک سوسمار آب شور موسوم به «لولانگ» با 6.17 متر طول بطور رسمي به عنوان بزرگترين سوسمار جهان در کتاب گينس ثبت شد.

اين موجود غول‌پيکر که موضوع دهمين خبر پربيننده اخبار سايت نشنال جئوگرافيک در سال 2012 بوده، در سپتامبر 2011 در فيليپين شکار شد.

کشف قند در فضا

کشف قند در فضا

ستاره‌شناسان در کشفي شيرين توانستند مولکولهاي ساده قند را در گازهاي اطراف يک ستاره در فاصله 400 سال نوري شناسايي کنند که نشانگر امکان وجود حيات در سيارات ديگر است.

اين کشف اثبات کننده وجود حيات در ديگر نقاط جهان نبوده اما نشان از آن دارد که هيچ دليل براي عدم وجود آن هم نيست. همچنين اين دستاورد مي‌تواند بر اين موضوع دلالت داشته باشد که مولکولهاي غني از کربن سازنده حيات ممکن است پيش از آغاز شکل‌گيري سيارات به وجود آمده باشند.

دانشمندان از واژه قند براي اين ماده استفاده کرده‌اند که به مولکولهاي آلي موسوم به کربوهيدراتها دلالت داشته و از کربن، هيدروژن و اکسيژن ساخته شده‌اند.

کشف يک سياره جديد در منظومه شمسي

کشف سياره جديد در منظومه شمي

يک پژوهش در ماه مه از وجود سياره کشف نشده در مناطق تاريک منظومه شمسي خبر داد که به دليل فاصله بسيار دور آن توسط تلسکوپها قابل مشاهده نبوده اما وجود آن در اثر اختلال ايجاد شده در مدار اجسام کمربند کوئيپر قابل تشخيص است.

اجسام کمربند کوئيپر شامل اجسام کوچک يخي از جمله چند سياره کوتوله بوده که در وراي مدار نپتون قرار گرفته‌اند.

کشف ذره بوزون هيگز

کشف ذره بوزون هيگز

در ماه ژوئيه دو تيم مجزا در برخورددهنده بزرگ هادروني در مرکز سرن گزارش دادند که بيش از 99 درصد از کشف ذره هيگز بوزون يا حداقل يک ذره جديد کاملا مشابه هيگز اطمينان دارند.

اين ذره گريزان ممکن است مدل استاندارد فيزيک را با توضيح چرايي برخورداري جهان از جرم و دليل وجود کهکشانها، سيارات و حتي انسان را تکميل کند.

جهان گمشده در قطب جنوب

جهان گمشده در قطب جنوب

دانشمندان از کشف گونه‌هاي جديد ناشناخته از خرچنگ يتي در نزديکي منافذ داغ هيدروترمال غني از مواد معدني در اقيانوسهاي نزديک قطب جنوب خبر دادند که شبيه به يک جهان گمشده از گونه‌هاي عجيب در اعماق دريا است.

يک روبات زيردريايي مجهز به دوربين توانست گونه‌هايي مانند خرچنگها، دلقک‌ماهي و حتي يک اختاپوس را به تصوير بکشد که اکثرا بي‌رنگ بوده و در تاريکي مطلق اعماق 2400 متري زير آب زندگي مي‌کردند.

کشف منظومه 9 سياره‌اي

کشف منظومه 9 سياره‌اي

يک ستاره در فاصله 127 سال نوري از زمين ممکن است حتي از منظومه شمسي هم تعداد سياره بيشتري داشته باشد.

بر اساس يک پژوهش در ماه آوريل، ستاره HD 10180 در جنوب صورت فلکي آبمار ممکن است از 9 سياره در اطراف خود برخوردار باشد که رکورد منظومه شمسي با هشت سياره را مي‌شکند.

کشف گونه جديد پستاندار در پرو

کشف گونه جديد پستاندار در پرو

يک گونه جديد از ميمون شب يکي از هشت پستاندار جديد کشف شده در شمال پرو است.

تيمي از زيست‌شناسان مکزيکي و پرويي اين بخش جديد تنوع زيستي ناشناخته را در يک کاوش سالهاي 2009-2011 کشف کردند.

کشف دوزيست بدون عضو

کشف دوزيست بدون عضو

اين موجودات که در حوزه علم کاملا جديد محسوب مي‌شوند، کرم يا مار نبوده بلکه دوزيستان بدون عضو خاکي و جزء خانواده caecilian هستند.

نقاشي ديواري مايا 

نقاشي ديواري مايا 

باستان‌شناسان در جديدترين ابرشهر کاوش نشده ماياها يک نقاشي ديواري را بر روي خانه باستاني کشف کرده‌اند که حاوي محاسباتي است که به کاتبان باستاني در پيگيري مقادير زيادي از زمان کمک کرده بود. برخلاف ايده پايان جهان در سال 2012 بر اساس تقويم اين قوم، علائم روي اين نقاشي نشان‌دهنده هزاران سال در آينده است.

کشف معبد «نمايشي» مايا
منبع:سایت ایسنا و قلم چی





ابرهای عجیب و غریب (و البته زیبا)
نوشته شده در شنبه 02 دی 1391
ساعت : 21:05
نويسنده : کیوان شیروانی

سويي استرانج 44 ساله همراه با شوهرش کريس کورلت در جزيره Isle of Man در شمال انگليس مشغول قدم زدن بودند که ابري عجيب بر فراز سر آنها ظاهرا شد. همانطوري که در تصوير مي بينيد ابري بسيار شبيه نقشه هوايي انگليس و ايرلند به صورت ابر در آسمان ديده مي شود.
 
ابري که شبيه نقشه هوايي انگليس و ايرلند شده است.
 
نقشه هوايي منطقه که مي توانيد با ابر بالا مقايسه کنيد.
 
 
 ابري شبيه يک گربه بزرگ / عکاس: پيتر ون آلن در دورست انگليس
 
ابر عجيب بالاي معبدي در تايلند
 
 
ابري شبيه گوزن در حال فرار
 
ابري شبيه قو هاي در حال پرواز
 
 
ابري شبيه قلب
 
منبع:خبر آنلاین





بهترین تصاویر نجومی سال 2012 (نظر بدید)
نوشته شده در جمعه 01 دی 1391
ساعت : 11:46
نويسنده : کیوان شیروانی

 


 
در اين گزارش تصويري، بهترين عکس‌هاي فضايي چند روز اخير را به انتخاب سايت نشنال جئوگرافيک با هم مرور مي‌کنيم؛ از حباب کيهاني و نگاه شبانه گرفته، تا فرار بزرگ و آتشفشان‌هاي ناهيد
 
حباب ذات‌الکرسي: دوربين جديدي به نام تصويربردار يک درجه‌اي (One Degree Imager) که در رصدخانه ملي کيت پيک آريزونا نصب شده است، اين عکس موجي جذاب را از سحابي حباب گرفته است. در اين نماي نزديک، کره گاز روشن شده در اثر سوختن ستاره مرکزي سحابي مشخص است؛ ستاره‌اي که 45 برابر بزرگ‌تر از خورشيد ما است.
اين سحابي که در صورت فلکي ذات‌الکرسي قرار دارد، ده سال نوري پهنا دارد. تشعشعات شديد ستاره عظيم آن باعث درخشش ماورايي اين حباب شده است که آن را به شکل يک حباب صابون کيهاني نشان مي‌دهد.
 
 
نور نيمه‌شب: تابش ظريف شفق سبزرنگ در نيمه شب 4 دسامبر / 14 آذر باعث درخشندگي آب‌هاي باکسنس‌يورد نروژ شده است. شفق‌هاي قطبي سبزرنگ زماني ايجاد مي‌شوند که برخورد ذرات باردار خورشيدي با ميدان مغناطيسي زمين، باعث برانگيختگي اتم‌هاي اکسيژن بالاتر از ارتفاع 100 کيلومتري سطح زمين مي‌شود.
 
 
 
فرار بزرگ: در اين تصوير نور فرابنفش، ورقه‌هايي از پلاسما –گاز فوق داغ- در حال جدايي از سطح خورشيد ديده مي‌شود. قبل از آنکه پلاسما بتواند آزادانه در فضا شناور شود، در مسيرهايي که توسط ميدان‌هاي مغناطيسي خورشيد تعيين مي‌شود حرکت مي‌کند. اين نيروهاي نامرئي گازها را در اشکالي پيچ در پيچ به جلو و عقب مي‌رانند.
 
 
 
نگاه تازه: اين عکس رنگارنگ که بيشتر شبيه تيله‌اي جادويي به نظر مي‌رسد، در واقع دقيق‌ترين نقشه گرانشي است که از ماه تهيه شده است. نواحي قرمزرنگ نشانگر مکان‌هايي با جاذبه بيشتر هستند، در حالي‌که نواحي آبي‌رنگ نشانگر نواحي کم جاذبه‌تر هستند.
دو کاوشگر دوقلو که بخشي از ماموريت GRAILناسا هستند و از سال 2011 / 1390 در حال گردش به دور ماه هستند؛ در حين پرواز خود بر فراز قله‌ها و دره‌هاي ماه، تغييرات گرانشي آن را ثبت کرده‌اند. زماني‌که يک کاوشگر بر فراز ناحيه‌اي با ميدان گرانش بيشتر پرواز مي‌کند، سرعت آن اندکي افزايش مي‌يابد که باعث افزايش فاصله آن با کاوشگر دوقلو خود مي‌شود. اين تغييرات اندک در موقعيت کاوشگرها دانشمندان را قادر ساخته است تا چشم‌انداز بسيار دقيق و با جزئيات فراواني از تغييرات محلي ميدان جاذبه ماه تهيه کنند.
 
 
 
تصوير دانه دانه: در اين عکس مفهومي هنرمندانه از ذرات ريزدانه اطراف يک کوتوله قهوه‌اي، ذرات خاکروبه‌اي فضايي در مسير خود براي تبديل شدن به يک سياره صخره‌اي به تصوير کشيده شده‌اند. نظريه‌هاي فعلي در خصوص شکل‌گيري سيارات صخره‌اي زمين‌مانند بيانگر اين است که برخوردهاي اتفاقي ميان خاکروبه‌هاي ريز، در صفحه‌اي از مواد چرخنده در اطراف يک ستاره تازه متولد شده صورت مي‌پذيرد. اما کشف جديد از وجود چنين صفحه‌اي در اطراف يک کوتوله قهوه‌اي –که يک ستاره مرده است- برخي از اخترشناسان را واداشته است تا به تجديد نظر در خصوص اين نظريه بپردازند. اگر سيارات بتوانند از خاکروبه‌هاي چرخنده در اطراف ستارگان مرده شکل بگيرند، اين امکان وجود دارد که تعداد سيارات صخره‌اي در کيهان از آنچه که قبلا تصور مي‌شد بيشتر باشد.
 
 
 
ديد شبانه: اين تصوير شبانه از شفق قطبي جنوبي بر فراز سواحل قطبي آفريقاي جنوبي توسط ماهواره Suomi NPP گرفته شده است. علي‌رغم تاريکي زمستان و هلال کم‌رنگ ماه، شفق قطبي نور کافي براي حسگرهاي نصب شده در ماهواره جديد متعلق به ناسا و سازمان ملي جوي و اقيانوسي آمريکا را فراهم آورده است، تا مرز ميان پوسته يخي و اقيانوس منجمد جنوبي (خط تيره ميان گرداب روشن مرکزي) را به تصوير کشد.
ماهواره Suomi NPP که ماه گذشته به فضا پرتاب شده است، دانشمندان را قادر ساخته است تا تصاوير شبانه از جو و سطح زمين تهيه کنند. حسگر جديد به قدري حساس است که مي‌تواند نور يک کشتي را از فضا تشخيص دهد.
 
 
 
جزيره مرواريد: در عکس گرفته شده توسط ماهواره Landsat 5 ناسا، مجمع‌الجزاير مرگوئي با رنگ سبز روشن جنگل‌هاي باراني آن و آبي درخشان اقيانوس گرمسيري اطرافش به تصوير کشيده شده است. اين جزاير که در حاشيه جنوبي ميانمار و در همسايگي تايلند واقع شده‌اند؛ به خاطر صدف‌هاي مرورايد ارزشمند، و تراکم متنوع گياهان و جانوران آن مشهور است.
 
 
 
آتشفشان‌هاي ناهيد: بخش اعظم جو ناهيد (زهره) از دي‌اکسيد کربن ساخته شده است، که با فوران‌هاي منظم گوگردي همراه است. تحقيقات جديد نشان مي‌دهد که آتشفشان‌هاي سطح اين سياره که نمونه‌اي از آنها در اين تصوير مفهومي به تصوير کشيده شده است، احتمالا اين گوگرد را به درون جو بالايي سياره پرتاب مي‌کنند. با اين حال تاييد مستقيم اين موضوع دشوار است، چرا که جو ضخيم اين سياره مانع از نگاه دقيق کاوشگران به سطح آن مي‌شود.
 
منبع:سایت قلم چی

 





حفظ تمرکز سر کلاس(بخونید و نظر بدید)
نوشته شده در پنج‌شنبه 30 آذر 1391
ساعت : 13:10
نويسنده : کیوان شیروانی

 



 

 

 

يکي از شايع ترين مشکلها، عدم تمرکز حواس در کلاسهاي درس، جلسات سخنراني، سمينارها و کنفرانس هاست. بيشتر افراد با آن که با اشتياق فراوان و تمرکز خوب سرجلسه حاضر مي شوند و به سخنران يا مدرس گوش مي سپارند، پس از چند دقيقه حواسشان پرت مي شود و وقتي به خود مي آيند، مي بينند که دقايقي چند گذشته و در اين مدت کاملاً در جاي ديگري بوده اند. شايد در يک جلسه دو ساعته، شما چهل دقيقه با تمرکزعالي به جذب مشغول باشيد و هشتاد دقيقه ديگر را به طور پراکنده مشغول افکار ذهني خودتان باشيد. اگر شما بتوانيد در همان کلاس، تمامي مطالب را بگيريد، خود باعث مي شود که حجم عمده اي از فعاليت مطالعه شما در منزل کاسته شود. شايد تا به حال با افراديبرخورد کرده باشيد که فقط در کلاس حضور مي يابند و بسيار کم در منزل مطالعه مي کنند. معمولاً شما در اين حالت به خود و اطرافيان خود مي گوييد:

 

 

 

نمي دانم چرا با اين که من ساعتها در منزل درس مي خوانم يک دهم آن را هم نمي خواند، هميشه نمره هاي من از او کمتر است. شما بايد توجه داشته باشيد که مدت زمان مطالعه شما مطلقاً مهم نيست بلکه زمان مطالعه مفيد و متمرکز شماست که مهم است. بسياري از اوقات شما ساعتها کتاب به دست داريد و مشغول مطالعه ايد اما زمان مطالعه متمرکز و مفيد شما ازيک ساعت بيشتر تجاوز نمي کند. علاوه بر اين، درصد مهم و عمده اي از يادگيري در کلاس درس صورت مي گيرد. شايد خودتان تجربه کرده باشيد که آموختن درسي که زمان تدريس آن، شما در کلاس حاضر نبوده ايد، چقدر دشوار است. اما حضور در کلاس از نظر فيزيکي چندان مهم نيست بلکه شما بايد حضور مؤثر و متمرکزي در کلاس داشته باشيد. ما هم اکنون مي خواهيم تکنيکهايي را ارائه دهيم که شما با عمل کردن به آنها و فقط با عمل کردن به آنها بتوانيد دانش آموز و دانشجويي فعال و درگير باشيد

 

 

 

 

تکنيکهاي حضور فعال در کلاس

 

 

۱. همراهي با مدرس:

 

بسيار مهم است که خودتان را با سرعت، نحوه و شيوه تدريس معلم يا استاد خود هماهنگ سازيد و با او حرکت کنيد. هم شتاب بيش از مدرس داشتن ذهن را آشفته و مغشوش مي کند و هم سرعت کند شما و عقب ماندن از او. هماهنگ نبودن با سرعت و روش و بيان مدرس، شما را او جذب مطالب بعدي محروم مي کند. آنچه که در همراهي با مدرس مهم است، دروهله اول، خوب شنيدن است. اغلب شما با آنکه صداي معلم را به وضوح نمي شنويد يا گفتار سخنران را متوجه نمي شويد از اين که از او بخواهيد درباره آن مطلب را رساتر و واضح تر بيان کند، واهمه داريد. گاهي صداي سخنران به انتهاي کلاس نمي رود، گاهي تند و گذرا صحبت مي کند گاهي صحبتش نامفهوم است و برخي اوقات نيز به مطلبي در گذشته استناد مي کند که شما از آن هيچ اطلاعي نداريد. يادتان باشد شما براي اين به کلاس يا جلسه سخنراني آمده ايد که مطلبي را فرا بگيريد و معلم هم دقيقاً همين را مي خواهد. بنابراين اگر کوچکترين ابهام يا عدم وضوحي را در مطلب يا صداي معلم احساس کرديد، بايد شهامت از او بخواهيد که مطلب را دوباره بگويد.

 

سؤال کردن از معلم گناه نيست و نبايد احساس گناهي را هم به دنبال داشته باشد. به ويژه دانش آموزان دوره ابتدايي خيلي از سؤال کردن بيم دارند. بسياري از وقتها پيش مي آيد که مثلاً معلم تکليفي را به بچه ها مي گويد که براي فردا انجام دهند و دانش آموز درست متوجه اين تکليف نمي شود، با وجود اين چون مي ترسد که سؤال کند، چيزي نمي گويد و چه بسا که فردا به خاطر انجام ندادن آن تکليف مؤاخذه و تنبيه شود. دوباره تأکيد مي کنيم که اگرنکته اي را متوجه نشديد يا نشنيديد، حتماً بپرسيد چه بسا که آن نکته کليدي بوده، تمام درس آن روز وابسته به همان نکته باشد. 

 

 

 

 

 

۲. شنونده اي فعال باشيد:

 

 

 

شما بارها به اين عبارت تأکيدي برخورد کرده ايد: شنونده اي فعال باشيد، اما مفهوم اين عبارت چيست؟ يعني بايد چگونه باشيم؟ شنونده فعال چه خصوصيات و ويژگيهايي دارد؟ بهترين و مؤثرترين راه براي اين که شما يک شنونده فعال باشيد اين است که يادداشت برداريد. چه، نياز به يادداشت برداري را سر کلاس احساس مي کنيد چه نمي کنيد، حتماً از صحبت مدرس يا سخنران، يادداشت برداريد. اما منظور ما از يادداشت برداري دراينجا با آنچه که در روش مطالعه متمرکز گفتيم فرق مي کند که اکنون به شرح آن مي پردازيم. 

 

 

 

 

 

 

يادداشت برداري داخل کلاس 

 

 

قلم و کاغذ به دست مي گيريد و در کلاس حاضر مي شويد. يادتان هست که گفتيم شب قبل ازکلاس يک مطالعه اجمالي و يک بررسي ابتدايي از درس، انجام دهيد؟ اين کار را براي کسب اطلاعات اوليه و هشياري ذهني در کلاس انجام داده ايد. اگر شما بدون هيچ مطالعه اي سرکلاس شيمي حاضر شويد، وقتي معلم مي گويد امروز درس ما هيبريداسيون است و شما هم نه از قبل درباره هيبريداسيون چيزي مي دانيد نه نگاهي اجمالي به کتاب انداخته ايد، تا چند لحظه خود را در کلاس بيگانه احساس مي کنيد. خود را کاملاً گيج مي بينيد و اين حالت، خود باعث مي شود که نسبت به اين درس بي علاقه شويد و به سرعت تمرکز حواستان را از دست بدهيد و ذهنتان را به سير در جاهاي ديگر مشغول سازيد.

درست بر عکس، اگر شما با مطالعه اوليه سر کلاس حاضر شويد، احساس خيلي خوبي درکلاس خواهيد داشت، ذهنتان مشتاق است، مي خواهيد هرچه سريعتر از راز هيبريداسيون سر در بياوريد و در نتيجه تمرکحواسي عالي پيدا مي کنيد. اهميت مطالعه اوليه را پيش ازاين هم توضيح داده بوديم. حالا که شما با اين آمادگي ذهني و کنجکاوي و علاقمندي، داريد به صحبتهاي معلم گوش مي کنيد، هر نکته اي را که فرا مي گيريد يادداشت کنيد. هم اکنون شما مي گوييد فلان معلم يا استاد به ما اصلاً اجازه يادداشت برداري نمي دهد. به شما مي گوييم که او کاملاً کار درستي مي کند. چرا که شما معمولاً به شيوه سنتي خود، “جمله” هاي معلم را يادداشت مي کنيد و نوشتن يک جمله از صحبتهاي معلم عملاً شما را از گوش دادن و درک جمله بعدي باز مي دارد. شما به هيچ عنوان نبايد جمله اي يادداشت کنيد بلکه بايد به صورت اشاره اي و مختصر از واژه هاي کليدي استفاده کنيد که چون جرقه اي تمام موضوع را به ياد شما مي آورد. اين گونه مي توانيد همزمان با تدريس استاد، يادداشت کنيد و پشت سر هم يادداشت برداريد در حالي که نه وقت شما گرفته مي شود نه از درک مطلب بعدي بازمي مانيد و نه مدرس را ناراضي مي کنيد. 

 

 

به جاي همه اينها چند کار مهم انجام دهيد: 

 

 

اول اين که بارذهني خود را در کلاس لحظه به لحظه تخليه مي کنيد و نکته اي را که فرا مي گيريد يادداشت مي کنيد و ذهن خود را همچنان باز و گسترده و خالي نگاه مي داريد. يعني شکل حضور شما در پايان کلاس با شروع کلاس چندان تفاوتي نمي کند.

دوم اين که چون خودتان را ملزم مي دانيد هرچه را که فرا مي گيريد به سرعت بر روي کاغذ بياوريد، ذهن شما در يک حالت آماده باش قرار مي گيرد و شما از تمرکز حواسي عالي برخودار مي شويد و کاملاً از خود مراقبت مي کنيد که چيزي را جا نيندازيد. فقط کافي است که يک بار اين عمل يادداشت برداري را به شيوه درستي که گفتيم تجربه کنيد تا ببينيد که چقدر برايتان لذت بخش است. حتي کم کم به شکل يک بازي مهيج برايتان در مي آيد. اين شيوه يادداشت برداري به صورت کمي حرفه اي تر و ماهرانه تر در خبرنگاران ديده مي شود که در مصاحبه هاي خود از گفته هاي سخنران يادداشت برداري مي کنند و سپس خود از گفته هاي سخنران يادداشت برداري مي کنند و سپس از روي آن، متن را تصحيح مي کنندو اما سومين فايده يادداشت برداري اين است که باعث مي شود شما سر کلاس خواب آلوده نشويد و چرت نزنيد به ويژه در اوقاتي که معلم يا سخنران بسيار آرام و ملايم و حتي کمي خسته کننده درس مي دهد و شيوه تدريس او براي شما درگيري ذهني لازم را ايجاد نمي کند.شما با يادداشت برداري، حضور خودتان را در کلاس مهيج تر و مؤثرتر مي کنيد.

بسيار بعيد است که کسي به اين شيوه در کلاس يادداشت برداري کند و خوابش بگيرد. شما وقتي سر کلاس خوابتان مي گيرد که ذهنتان ساکت و ساکن شود. معلم در شما درگيري ذهني ايجاد مي کند و خود به خود به اين کار مشغول مي شويد. به ويژه وقتي سخنران از نوع سخنرانان آرام و ساکن است، شما بايد يادداشت برداري را جدي تر بگيريد. نگوييد: من اين مطلب را بلدم و نيازي به يادداشت کردن ندارم. نگوييد: من همه اين مطالب را هم اکنون به حافظه ام مي سپارم و نيازي نيست که يادداشت کنم و . . .

شما مي دانيد که يکي از مهمترين اهداف يادداشت برداري در کلاس، همين زنده و هشياربودنتان سر کلاس است. يک مانع بزرگ مطالعه اجمالي قبل از کلاس و کسب اطلاعات پيش از حضور در کلاس مي تواند يک اشکال بسيار بزرگ توليد کند و آن: رقابت با استاد است. به عبارت بهتر: به مبارزه طلبيدن استاد. به اين شکل شما ذهن خود را مدام متوجه دانسته هاي خود مي کنيد و منتظريد تا در اولين فرصت آنها را بيان کنيد و يا اين که عمداً سؤالي مي کنيد که فقط نشان دهيد مطلب را پيشاپيش مي دانيد. يادتان باشد که هدف از کسب اطلاعات اوليه فقط ايجاد يک نوع کنجکاوي و علاقمندي و تمرکز حواس است براي گوش دادن و ياد گرفتن بيشتر نه براي صحبت کردن و خودنمايي بيشتر. براي اين که ذهنتان خالي باشد اطلاعات خود را قبل از کلاس بر روي کاغذ بياوريد و بالاي آن هم بنويسيد:هدف من اين است که با گوش دادن به درس امروز، اين اطلاعات ناقص خود را کامل ترکنم. وقتي اين را مي نويسيد در خود ميل بيشتري را براي فراگيري ايجاد مي کنيد و با خود تعهد مي کنيد که سخن نگوييد. قرار است ما در کلاس، يک شنونده فعالي باشيم به يک سخنران مبارز.

به هيچ عنوان در لحظه حضورتان در کلاس، اطلاعات قبلي خود را با اطلاعات معلم مقايسه نکنيد. اين مقايسه، ذهن شما را به خود مشغول مي کند و دقايقي حواس شما را پرت مي کند.مقايسه اطلاعات خودتان با اطلاعاتي که سر کلاس از معلم مي گيريد، فقط بايد در چند دقيقه پايان کلاس و يا حتي بعد از آن صورت گيرد. اگر سر کلاس اين مقايسه را انجام دهيد اگراحساس کنيد اين دو با هم تفاوت دارند، تمرکز حواس خود را از دست مي دهيد و حواستان پرت مي شود. در حالت اول، شادي و شعف و هيجان ذهني، عامل حواس پرتي شماست و در حالت دوم، احساس متفاوت بودن دانسته هاي قبلي شما از اطلاعات معلم، ذهن شما را برانگيخته مي کند که سؤالي کنيد و حتي شايد تمايل داشته باشيد که به نوعي دانسته هاي خودتان را توجيه کنيد که اين موجبات حواس پرتي شما را فراهم مي کند. از چه چيزهايي يادداشت برداريم؟

 

منبع:سایت قلم چی

 





روش مطالعه پس ختام
نوشته شده در پنج‌شنبه 30 آذر 1391
ساعت : 12:34
نويسنده : کیوان شیروانی

يکي از روش‌هاي موفق بهبود مطالعه و يادگيري روش اس‌کيو ۴آر(SQ4R ، از حروف اول کلمات زير تشکيل يافته است: review, recite, reflect, read, question, (scan) survey. در بعضي منابع ، در مرحلهٔ نخست اين روش به جاي survey (خواندن اجمالي) يا scan (ديد زدن)، preview (پيش‌خواني) را مورد استفاده قرار داده‌اند که در اين صورت علامت اختصاري آن مي‌شود PQ4R (پي‌کيو ۴آر)).يا روش پس ختام است . اس‌کيو ۴آر از حروف اول شش مرحلهٔ آن تشکيل يافته است:  
 
 
  پيش‌خوانی
   
 
  خواندن
   
 
  از حفظ گفتن
   
 
 
  سؤال
   
 
  تفکر
   
 
  مرور کردن
   
 
 
 
  پيش‌خواني
  اگر مي‌خواهيد مطالب کتابي را ياد بگيريد، نخست تمام آن کتاب را يک بار از رو بخوانيد تا يک برداشت کلي از موضوع‌ها و قسمت‌هاي مهم آن کسب نمائيد. اين خواندن اجمالي يا پيش‌خواني مي‌تواند شما را در يک سازمان‌دهي به مطالب، مثلاً ايجاد نوعي ساخت سلسله مراتبي براي آنها، کمک نمايد. مطالبي که لازم است در پيش‌خواني فصل‌هاي يک کتاب مورد توجه قرار گيرند عبارتند از مقدمه يا توضيحات مقدماتي، هدف‌ها، تيترهاي اصلي و فرعي، خلاصه، و جملات مقدماتي يا جملات موضوعي پاراگراف‌ها.  در رابطه با اثربخشي پيش‌خواني گفته شده است همه اقدامات فوق به فعال شدن طرحواره‌هاي يادگيرنده کمک مي‌کنند. بنابراين، يادگيرنده خواهد توانست متن فصل موردنظر را که بعد از پيش‌خواني به‌طور کامل مطالعه مي‌کند تفسير نمايد و به ‌ياد بسپارد .  
 
  سؤال
  براي هر قسمتي يا فصلي از يک کتاب که مي‌خوانيد در رابطه با هدفي که از مطالعه داريد سؤال‌هائي را طرح نمائيد. يکي از راه‌هاي انجام اين کار اين است که عناوين را به سؤال تبديل کنيد. مثلاً در رابطه با فصل موجود مي‌توان پرسيد که روش پس‌ختام چيست؟ يا چگونه مي‌توان فصلي از يک کتاب را پيش‌خواني کرد؟ سؤال‌هاي خود را با کلمات چگونه، چه ‌کسي، چرا، چه ‌چيزي بسازيد.  
 
  خواندن
  در اين مرحله، مطلب يا موضوع را بخوانيد، به هنگام مطالعه سعي کنيد سؤال‌هائي را که مطرح کرده‌ايد جواب دهيد. توجه خود را به انديشه‌هاي اصلي، جزئيات مؤيد انديشه‌هاي اصلي، ساير اطلاعاتي که به هدف‌هاي خواندن شما مربوط‌ هستند معطوف سازيد. در صورت لزوم، سرعت خواندن خود را متناسب با سهولت و پيچيدگي متن تغيير دهيد.  
 
  تفکر
  سعي کنيد با تفکر دربارهٔ مطالبي که مي‌خوانيد آنها را بفهميد و به آنها معني بدهيد. براي اين منظور مي‌توانيد کارهاي زير را انجام دهيد:  
 
  - آنچه را که مي‌خوانيد با مطالبي که از قبل ياد گرفته‌ايد ربط دهيد.  
 
  - نکات فرعي را به مطالب اصلي پيوند دهيد.  
 
  - بکوشيد تا تناقضات موجود را حل نمائيد.  
 
  - با استفاده از اطلاعاتي که مي‌خوانيد مسائل طرح شده را جواب دهيد.   
 
  مهم‌ترين اصل زيربناي تفکر در جريان مطالعه بسط معنائي است. يکي از راهبرهاي مهم به ‌يادسپاري بسط و گسترش مطالب است. ما به ‌کمک بسط معنائي به‌ مطالبي که مي‌خوانيم شاخ و برگ مي‌دهيم و بدين وسيله آنها را معني‌دار مي‌سازيم و لذا بهتر به‌ خاطر مي‌سپاريم.  
 
  از حفظ گفتن
  پس از خواندن هر قسمت، سعي کنيد مطالب مهم آن را به ‌ياد آوريد و براي خود بازگو کنيد. ضمن اين کار به سؤال‌هائي که طرح کرده‌ايد پاسخ دهيد. از حفظ گفتن به شما کمک مي‌کند تا بر درک خود نظارت کنيد و از اين طريق به شما معلوم مي‌گردد که چه قسمت‌هائي را خوب ياد نگرفته‌ايد و بايد آنها را از نو بخوانيد.  
 
  مرور کردن
  وقتي که خواندن تمام کتاب يا کل مطلب را به‌پايان رسانديد، آن را مرور يا بازبيني کنيد. بهترين راه مرور کردن اين است که بکوشيد تا، بدون مراجعه به‌ متن، سؤال‌هاي مهم را جواب دهيد. قسمت‌هائي را که نتوانستيد به سؤال‌هاي آنها جواب دهيد دوباره بخوانيد. دوباره خواندن نوعي مرور کردن است. اما اين کار براي همهٔ کتاب ضروري نيست، سعي در جواب دادن به سؤال‌هاي اساسي بهترين راه مرور کردن است. راهبردِ از حفظ گفتن را براي فصل‌هاي کتاب و راهبردِ مرور کردن را براي کل کتاب به‌کار بنديد.  
 
  با توجه به توضيحات بالا، روش اس‌کيو‌۴‌آر يا روش پس‌ختام بر سه اصل مهم بهسازي حافظه، يعني سازمان‌دهي، بسط معنائي، و تمرين بازيابي استوار است. دلايل عمدهٔ موفقيت اين روش‌ و روش‌هاي مطالعهٔ مشابه با آن همين اصول نظري هستند.  
 
  پژوهش‌هاي مختلفي انجام گرفته‌اند که نشان مي‌دهند روش پس‌ختام در افزايش پيشرفت تحصيلي و بالا بردن کيفيت يادگيري دانش‌آموزان و دانشجويان مؤثر است. دريک پژوهش نشان داده شده است که دانشجويان قوي دانشگاه بيشتر از دانشجويان ضعيف از اجزاء روش پس‌ختام سود مي‌برند. در پژوهش او دانشجويان قوي کساني بودند که ميانگين نمرات دانشگاهي آنان ۱۶ يا بالاتر و دانشجويان ضعيف کساني تعريف شدند که ميانگين درسي آنان کمتر از ۱۳ بود.  
 
   چند دليل براي اثربخشي روس اس‌‌کيو‌۴‌آر ذکر شده است. نخست اينکه، رعايت مراتب اين روش دانش‌آموزان و دانشجويان را از سازمان‌بندي مطالبي که مي‌خوانند بيشتر آگاه مي‌سازد.در اين‌باره گفته شده است بارها شاهد بوده‌ايم که وقتي از خواندن عنوان‌هاي يک مطلب غفلت مي‌کنيم اشاره‌ها و سرنخ‌هائي که ما را در يافتن سازمان آن مطلب هدايت مي‌کنند نيز از دست مي‌روند. دوم اينکه، رعايت اين مراحل يادگيرنده را وا مي‌دارد تا، به‌جاي يادگيري همهٔ اطلاعات در يک نشست، آنها را به‌صورت بخش به ‌بخش ياد بگيرد. هم‌چنين طرح سؤال دربارهٔ مطلبي که خوانده مي‌شود و جواب داده به سؤال دانش‌آموزان را وا مي‌دارد که اطلاعات را عميق‌تر و گسترده‌تر پردازش کنند. وول فولک هم‌چنين گفته است که روش اس‌کيو۴آر براي دانش‌آموزان بالاتر از سطح دبستان مفيد است. دربارهٔ آموزش دادن مهارت‌هاي مطالعه به دانش‌آموزان پيش از پايهٔ پنجم تحصيلي اطلاعات زيادي در دست نيست. کاربرد مؤثر مهارت‌هاي مطالعه احتمالاً مستلزم رشد فراشناختي فراتر از سن اين‌گونه کودکان خردسال است.

منبع:سایت قلم چی





گالری تصویر( حسینی)*
نوشته شده در جمعه 17 آذر 1391
ساعت : 19:31
نويسنده : کیوان شیروانی





زندگینامه حضرت زهرا(س)
نوشته شده در جمعه 17 آذر 1391
ساعت : 18:30
نويسنده : کیوان شیروانی

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

 

نام، القاب، کنیه‌ها

نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1)

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...

ام ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

 

مادر و پدر

همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ زنان قریش می‌نامیدند.

 

ولادت

فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

 

مکارم اخلاق

سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

1- از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابی و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعرابی گردن‌بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن‌بند را از او خریداری نمود. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

2- رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3- امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری کردند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از امیر مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر امامان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.

 

فاطمه (علیها السلام) در خانه

فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نیکوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود."

 

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید.

 

مقام عصمت

در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد.

 

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

 

فاطمه (علیها السلام) پس از پیامبر

با وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی پیامبر را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که زنان مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم اسلامی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا امام علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه پاره آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن امام علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم خروج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که امام علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او شکسته شد. اما همچنان امیر مومنان، فاطمه و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهاي گردآوری شده و پاره آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و امام علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و امام خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

 

فاطمه (علیها السلام) و فدک

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال پیامبر در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

 

بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او

سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

 

وصیت

در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

شهادت

سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

 

تغسیل و تدفین

مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.

 

سخنان فاطمه

از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

1- قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته"

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد."

2- قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء."

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."





صفحه قبل1...14151617صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران